در هرجای ایران یا جهان که هستین سال نوی شمسیتون مبارک
لحظه تحویل سال نوایرانی٬ ساعت ۲۰ و ۵۲ دقیقه و ۴۴ ثانیه شنبه٬ ۲۹ اسفندماه ۱۳۸۸ برابر با ۲۰ مارس ۲۰۱۰ میلادی
یادش به خیر اون موقع ها همیشه همه موقع تحویل سال همه خونه ما جمع می شدن یه سفره هفت سین خیلی بزرگ پهن می کردیم .همه لباسای نوشون رو می پوشیدن میومدن ، تمیزو مرتب . همه بودن، همه! جای هیشکی خالی نبود ..
یاد سفره ی هفتسینمون به خیر که همیشه هشت سین یانه سین هم می شد.قرآن رو من میاوردم می دادم به بابا و خواهرم که لاش عیدی بذارن از اون پول سبزا که عکس امام روش خودنمایی می کرد.
خودمو توو آینه ی رو سفره که شکل یه قلب بوود نیگا میکردم بعدش می ذاشتمش جلو تنگ ماهی ، همون ماهی کوچولوی قرمز که دمش سه تا باله داشت ، موقعی که بابا آوردش گفت برا توخریدمش مواظبش باشیا .
آجیل و نقل و شیرینی که باباجونم همیشه از علی آقا می خرید رو سفره خودنمایی می کردن . با اون سبزه های پر پشت وخوشگلی که حاصل دست رنج مامان بوود دورش یه روبان قرمز می بست دیگه همه چیز داشت تکمیل می شد.
هر سال همسایمون کبری خانم نذری سمنو می پخت، مامان همیشه یه کم برا رو سفره ی هفت سین از این سمنو نگه می داشت. سیر و سماق و سرکه و سنجد توو ظرف های کوچیک با سلیقه و خوشگل روو سفره هفت سین آخر از همه وارد میشدن.
یادم افتاد سیب های خوشگل و قرمزی که بابا دیروز خریده بود رو خوب شسته بودم با دستمال سفیده خشک کرده بودم توو جا میوه ایی گذاشته بودم. تندی رفتم آوردم رو سفره هفت سینمون گذاشتم . مامان با لبخند گرم همیشگیش یه کاسه آب گذاشت روسفره میگه آب نماد روشناییه.
همه دوره سفره نشستن ..آبجی خانم داره قرآن می خونه.. نگامون به صفحه تلویزیونه چیزی به تحویل سال نمونده … به هم نیگا می کنیم.. چه خوبه که همه ی اعضای خانواده هستن ، داداشم، آبجیام ، شوهراشون، خواهر زاده هام ، چقدر قیافه هاشون شاد و خوشحاله ، بابام میگه با هم دسته جمعی دعای تحویل سال و بخونیم ، همه با هم می خونیم ، من یه جاهایی شو بلد نیستم فقط آواشو از رو بقیه تقلید می کنم :
یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال .
صدای گوینده تلویزیون میاد: آغاز سال یک هزارو سیصدو … هوراااااااااااااااااااااااااا. همه روی همه می بوسن . به هم تبریک می گن .آرزوی یه سال خوب و برا هم می کنن. چقدر این لحظات خوشه.
بابا جون میگه گل پسر بیا اینجا وقت عیدی گرفتنه.. منم با یه دل شاد می رم پیش بابا دوتا هزاری سبز بهم می ده. پیشونیمو می بوسه.. خودمو توو بغلش جا کنم..
همه عیدیاشونوگرفتن.. سر صحبت باز میشه .. دارن با هم خوش وبش می کنن و آجیل می خورن، من نگاهم به شیرینی هاست دلم می خواد از اونا بخورم مامان که انگار موضوع رو فهمیده یه دونه بزرگشو بهم می ده بهم یه چشمک می زنه ، منم راضی از کار مامان جونم با یه لبخند شیرینیو از دستش می گیرم آروم آروم می خورمش به حرفای بقیه گووش می دم.
هر کی داره از برنامه های سال آیندش حرف می زنه.. شوهر خواهرم میگه فردا صبح همه با هم میریم آبادان .. اونجا خونه رزرو کرده . ومن چقدر از فهمیدن این موضوع خوشحال میشم…
یادش به خیر اون سال ها.. و سال 89:
امسال مامان میگه آجیل می خوایم چیکار.. شما که هیچکدومتون نیستین.. مهمون هم دیگه برامون نمیاد .. منم که دارم میرم پیش خواهرت . فقط تو راه مواظب خودتون باشید.. حتماً پیش بابات بری ها !..
سال نو رو به همتون تبریک می گم امیدوارم که همه تون در کنار خانواده هاتون خوب و خوش باشین..
لینک های مفید نوروزی:
لحظه تحویل سال در نقاط مختلف جهان
کتاب مجازی عکس سال ایران 88 (از دست ندید)
نرم افزار تقویم سال 1389 با تمام مناسبت ها بصورت پی دی اف
در سال 1389 چند روز تعطیلات داریم؟
والپیپرهای سال نو در موضوع سالنامه 1389
مجموعه فوق العاده شاد و زيبا از آهنگ هايي كه به مناسبت عيد نوروز که تا به امروز اجرا شده است
سریال های نوروزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
پ.ن: هنگام نوشتن این پست کلی گریه کردم …


تاثیر گذار بود….یادش بخیر…به امید فردایی بهتر…
خیلی قشنگ بود ساده جون، عیدت مبارک
اشك منم درآوردي
يادش بخير
…
خوش به حالت که لحظه سال تحویل کنار خانواده بودی! … نمی خوای به روز کنی؟ … 29 روز از سال تحویل گذشت :دی